العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

212

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

اطاعت و يا معصيت نموده‌اند چرا در آن جهان جاودانه متنعم يا معذب ميشوند ؟ فرمود علت مخلد بودن اهل دوزخ در دوزخ اين است كه نيت و تصميم آنان در دنيا اين بود كه اگر در دنيا جاويدان باشند دائما معصيت و نافرمانى كنند و همچنين علت خلود بهشتيان در بهشت اين است كه نيت و تصميم آنان در دنيا اين بود كه اگر در دنيا هميشه بمانند اطاعت ابدى داشته باشند اينها از جهت همين نيت و طينت نيك بهشتى و مخلد در بهشت و آنها هم از نظر همان نيت و طينت خبيث دوزخى مخلد در دوزخ شدند سپس آن آيه را تلاوت فرمود : قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ هر كس بر طبق نيت خود عمل مىكند در تفسير عياشى هم اين طور نقل كرده . 31 - فقه الرّضا از عالم يعنى از حضرت رضا عليه السّلام اين روايت را ميكنم كه فرمود نيت مؤمن بهتر از عمل او است چون او چيزهائى را كه خيلى بهتر از اعمال خارجى او است نيت مىكند ( از لحاظ كيفيت و كميت بهتر است ) و نيت فاجر بدتر از عمل او است و هر عامل و انجام دهنده كار مطابق نيت خود كار مىكند و براى ما روايت شده كه نيت مؤمن از عملش بهتر است چون مؤمن كارهائى را كه قدرت و توانائى او را ندارد نيت مىكند و آرزو دارد و روايت شده هر كس حسن نيت داشته باشد خداوند روزيش را از ياد ميگرداند و از عالم عليه السّلام سؤال كردم از تفسير آيه خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ آنچه ما بشما داده‌ايم ( برنامه سعادت بخش دينى ) محكم بگيريد آيا منظور قوت و نيروى بدنى و جسمى است و يا قوت و نيروى دل فرمود هر دو . و فرمود گفتار بكردار و كردار به نيت و نيت به انطباق با سنت و برنامه دينى بستگى دارد . و نيز براى ما روايت شده كه حسن خلق از دو جهت ممكن است باشد يكى اينكه شخص ذاتا و بحسب طبع و خلقت خوش خلق است و ديگر اينكه از لحاظ تربيت دينى خود را موظف بخوش خلق بودن ميداند و لذا با نيت و تصميم خوش خلقى را انتخاب مىكند كه اين دومى برتر و ارزش آن بيشتر است و نيز براى ما روايت شده هيچ گاه انسان از تصميم‌گيرى عاجز و ناتوان نخواهد بود هر تصميمى را ميتواند بگيرد و از آن حضرت حديث ميكنم كه نيت مؤمن از عملش بهتر است توضيح خواستم فرمود از نظر اينكه رياء امكان دارد در عمل داخل شود ولى نيت قلبى رياء بردار نيست و از عالم عليه السّلام تفسير همين حديث را سؤال كردم فرمود چه بسا ممكن است به انسان حالتى رخ دهد كه فرصت عمل از دستش برود نظير مرض و بيمارى و يا ترس شديد ولى در همان حال نيت عمل خير را دارد و لذا نيت از عمل بهتر و فرصت آن بيشتر است و در توجيه ديگر اينكه در همان حالات عقل و روحش سالم و از او جدا نشده ولى ممكن است قدرت بر عمل قبل از رفتن عقل و جان از